۱۳۹۶/۰۳/۳۱

کیومرث پور احمد یکجایی از شب یلدایش می اورد :
پريا : زخم‌هاي آدم سرمايه‌س حامد . سرمايه‌تو با اين و اون تقسيم نكن. داد نكش ، هوار نكش . صبور ، آروم و بي‌صدا همه چي رو تحمل كن
ولی مزخرف است ...

۱۳۹۶/۰۳/۱۸

۱۳۹۶/۰۳/۰۹

435

اگر یک روز آن چنان احساس خفقان کردی که به سرت زد، چمدانت رو ببندی و بی‌خبر،
و بدون خداحافظی راهت را بگیری و بروی،

پشت سرت را هم نگاه نکنی‌ .... برو ... با خیال راحت این کار رو بکن ...
مطمئن باش هیچ اتفاقی‌ برای هیچ کس نخواهد افتاد ...
ما را هم یک روز بی‌ خبر و بدونِ خداحافظی گذاشتند و رفتند ...
چه شد؟ مگر مُردیم؟


ـ نیکی‌ فیروزکوهی

۱۳۹۶/۰۲/۲۵

how chang'd since my wand'rings began *

انگار جلوی بهتوون را گرفته باشند و بسته باشندش به زمین ، هر چه تلاش میکند از زمین بلند شود یک چیزی جلویش را گرفته و محکم تر میکوبدش زمین ، پیوند خاک است شاید و کششی که جذب میکند آدم را به مردن یا هر چیزی که اسمش را بگذاریم ... اسمش را من اما میگذارم "خاک در باد "
این را شاید قوی ترش را در پیانو سونات های شوبرت بتوان شنید شاید هم ضعیف ترش را ، شوبرت البته آدم تر است یعنی اینکه آدم است با خطاهای آدم ، غول یا پری نیست مثل بهتوون یا لیست و شوپن .
در اینجا بشنوید .

*بخشی از کلام شعر اصلی